
آنان (چینیها) گفتند فیلمبرداری این فیلم خیلی زیباست و ما هنرپیشههای ایرانی را ندیده بودیم. چقدر هنرپیشههای ایرانی زیبا هستند.+
کلی بازیگر حرفهای و زیبا در داستان عشق با محوریت ۴زن. با همین ۹ کلمه می شود شبانه روز را برای دیگران معرفی و تعریف کرد. برای اکثر نقش ها از بازیگران شناخته شده استفاده کردهاند٬ برای مثال فلامک جنیدی (کبوتر قهوه تلخ) یک نقش یک دقیقهای دارد٬ بهنوش بختیاری در حد ۲ ۳ دقیقه ٬ ستاره اسکندری و لاله طباطبایی هم همین طور. این ۸ نفر داخل پوستر هم نقشهای اصلی را دارند.(البته من زیاد با تعریف نقش اصلی آشنا نیستم)
![ShabaneRooz[(001724)12-37-02] ShabaneRooz[(001724)12-37-02]](http://iranhothead.com/wp-content/uploads/2011/08/ShabaneRooz00172412-37-02_thumb.jpg)
![ShabaneRooz[(002153)12-37-462] ShabaneRooz[(002153)12-37-462]](http://iranhothead.com/wp-content/uploads/2011/08/ShabaneRooz00215312-37-462_thumb.jpg)
در فیلم چند صحنه به یادماندنی وجود دارد٬ به یاد ماندنی از این لحاظ که جدید هستند و زیبا نه این که شاهکار و کامل باشند! یکیشان ساز زدن مهتاب کرامتی در آن محیط آینه کاری شده ٬ دومی دیدن رقص زنها و سومی خطاطی روی صورت نیکی کریمی! این ساز زدن حیف که با آواز همراه نشده بود٬ رقص زنها هم که زودگذر است و باز با آوازی همراه نیست٬ همین مشکل را این خطاطی هم دارد٬ با این که صحنه جذاب و نو و عاشقانهای است ولی یک چیزی مثل آواز (سخن یا آهنگ خوب) کم دارد. (در صحنهای پارسا پیروزفر روی صورت نیکی کریمی خطاطی میکند و ما کشیدن قلم روی صورت را میبینیم)
کلا داستان واقعی انگار پیچیده و ریزهکاری دار است! چون من اصلا متوجه نشدم یکی از داستانها از نظر زمانی چند سال پیش اتفاق افتاده یا داستانها به هم ربط دارند!(البته به غیر ربط بیربط صحنه کافیشاپ و دو همسره بودن یکی از مردها) برای همین اگر قصدتان فهمیدن فیلم است به یک سینمای خوب بروید٬ترجیحا تنها. به شخصه چون یکی از دوستان را دعوت کرده بودم و او از این نوع فیلمها خوشش نمیآمد مجبور میشدم با صحبت کردن سرش را کمی گرم کنم:)
در قصه سیاوش این ارتباط با پس و پیش کردن زمان حاصل شده و قرار گرفتن فیلمنامه داستان زندگی او به عنوان یک پیشنهاد کاری به حوراء که توسط رعنا (نگار جواهریان) نوشته شده، مشخص می کند این قصه چند سال پیش اتفاق افتاده است. طراحی این نقاط اتصال با مولفه های روایی در کنار وجوه تصویری چون تابلوهای نقاشی، تم رنگی خاص هر قصه، نوع حرکت دوربین در هر قصه متناسب با فضا و حال و هوای حاکم، تدوین و… که برای جدا سازی قصه ها و روایت تو در توی آنها انجام شده، کمک می کند تا مخاطب اگر اندکی حوصله به خرج دهد و فیلم های سهل الوصول وسواسی برایش باقی گذاشته باشند، آنها را پیگیری کند و در عین حال از کشف جزئیاتی که برای توجه او طراحی شده، لذت ببرد.+
طبق غیرمعمول(!) نوشتهها در آخر اعلام میکنم که به نظر من فیلم خوب نبود٬ شاید متوسط به بالا! این قصه فوژان(مهناز افشار) که کلا از نظر من گنگ و بیخاصیت بود٬ مخصوصا آن صحنه فرار الکی! از نظر کارگردانی و چینش قسمتها کنار هم من اطلاعات زیادی ندارم ولی اگر نظرم را بخواهید بعضی مواقع روی اعصاب بود٬ بعضی مواقع عالی. کلا انگار این بنکدار و علیمحمدی طبق عرف فیلمسازی نمیکنند.
مستندات:
تریلر:در رابطه مهتاب کرامتی و فروتن یک غافلگیری کوچک وجود دارد که اگر تریلر را ببینید برایتان آشکار میشود٬ ولی اگر برایتان مهم نیست میتوانید تریلر این فیلم را از این لینک دانلود کنید.
وبسایت٬تصاویر و پوسترها: بشرافیلم یک وبسایت آبرومند دارد که صفحات فیلمهایش عین یک وبسایت رسمی و خوب برای فیلمها آبرو میخرند. هم قسمت تصاویر دارد هم تریلر و هم پوستر و ارسال نظرات. خواستید میتوانید تصاویر با کیفیت بالا را در قسمت تصاویر ببینید٬ مخصوصا چند تصویر با کیفیت از صورت خطاطی شده نیکی کریمی(+و+و+).
احساس میکنم وقتی مینویسم راحت میشوم٬ راحتتر فکر میکنم و راحتتر میخوابم! برای همین میخواهم از این به بعد این وبلاگ را به وبلاگ شخصیام تبدیل کنم و همین طوری بنویسم! این گونه طرفدارهای خاص خودم را هم پیدا می کنم:دی
این تصاویری هم که میبینید حاصل چند دقیقه گوگل پلاس و گودر گردی است. اگر وقت ندارید نخوانید٬ چون چیزهای مهمی نیستند! قول شرف هم میدهم در آن دنیا نپرسند که این پست های فلانی را خواندی یا نه!

تفکری که اغلب بیشتر در نوجوانان و جوانان نمود دارد. مثلا فکر میکنیم فلان مسئول چقدر راحت رانت بازی میکند و رشوه میگیرد و … در حالیکه حتی اگر همه این کارها و بدترش را انجام بدهد دغدغه رو شدن٬پول بیشتر را دارد. به نظرم همچنین آدمی راحت نیست٬ نه این که عذاب وجدان داشته باشد و این حرفا٬نه! اما خب مثل فلان کارمندی که شب و روزش از دولت و نظام انتقاد میکند و نگران درآمد آخرماهش است راحت نیست!(حالا مثلا این کارمند راحت است؟ خب دغدغه های زیاد و مهم و خطرناک آن مسئول را ندارد!)
یا مثلا فلان کارگردان مبتذل ساز چقدر حال میکند که این همه بازیگر زیبا و مشهور زیر دستش هستند و فیلمش هم که مالی نیست و راحت درست میشود! در حالیکه کارگردان های فیلم هایی مثل پایان نامه و اخراجیها و پوپک و مشماشالله و …. خیلی مشکلات را تجربه کرد و خیلی حرصها میخورند!
در وادی مذکرها زیبایی اهمیت چندانی ندارد! مرد باید مرد باشد٬ باید جذاب باشد٬ باید قابل تکیه باشد این ها را که داشت جمعیت نسوان برایش سر و شاید دست میشکانند. این جذاب شدن راههایی دارد که یادم میآید در یک وبلاگ فارسیی در موردش خواندم ولی الآن لینکش در دسترس نیست.
یادم هست که حدیثی بود از امام علی در مورد رخنه لبخند در قلوب! من هم در زندگی به این نتیجه رسیده ام که آدم هر چقدر در طول زندگی آسوده خاطر باشد و بیشتر لبخند بزند جذابتر می شود! به این نتیجه هم انگار رسیده ام که مدل مو بدجوری در جذابیت تاثیر دارد! مرد بودن هم که تاثیر به سزاری خود را داراست.
پس به نظر من راز جذابیت مردان شد:مرد بودن٬مدل موی به قیافه خور داشتن و همیشه لبنخند زدن به طوریکه ردش روی صورت بماند!
حالا این چه ربطی به جورج کلونی و عکس بچگیاش دارد؟ خب می بینید که این جورج کلونی عرضه لبخند درست زدن نداشته و مدل مویش ضایع بوده در نتیجه؟ خب در نتیجه این یارو نتیجه گرفته که جورج کلونی هیچ وقت صاحب دوست دختر نمی شده!چه نتیجه خنده داری:دی
البته این تصویر به ظاهربینی تصویر اول هم ربط دارد!

این بی بی سی٬ یک سری ۳ قسمتی در مورد شرلوک هلمز ساخته٬ در سال ۲۰۱۰ اما شرلوک مدرن!
در موردش می توانید در وبلاگ BigSleep یا Movieland.ir بخوانید. فقط در این پست من میخواهم یک اطلاع رسانی بومی و موقتی کنم٬ چرا؟ خب چون یک وبلاگی که دیر به دیر آپدیت می شود کارش این نیست و هم در این ایران فعلی کسی نیست که برای شما این خبر را بدهد!
این سریال ۳ اپیزودی قرار است قسمت اولش ساعت ۱۵ از شبکه ۳ پخش شود و شنبه هم ۱۱:۳۰ تکرارش پخش می شود.شنبه و یکشنبه قسمت های دوم و سوم پخش خواهد شد. این ۳ اپیزود مجموعا از IMDB امتیاز فوقالعاده ۹ از ۱۰ را گرفته و هر قسمتش هم ۹۰ دقیقه است. با توجه به این که جمعه شنبه یکشنبه تعطیلند و ساعت ۳ ظهر هم نمی توان کار خاصی انجام داد٬ پیشنهاد می کنم این ۳ اپیزود را تماشا کنید.

روی تصویر کلیک کنید تا نسخه بزرگتر را ببنید
در هر خانه ای٬ کنار هر کوچه ای٬ میان هر باغ و مزعه ای چشمه ای٬ هست و جالب اسم هایی است که به این چشمه ها داده اند: شکرویا٬ کمانگر٬ سرینجو٬ قلزن(قلزم؟) سیوان او٬ مهرچال٬ لاراو٬ گوگل٬ خانه گافه و الخ …
اینی که این بالا خواندید٬ قسمتی از “اورازان” نوشته ی جلال آل احمد هست.
جلال آل احمد یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر است که هم ترجمه داشته٬ هم مقاله و داستان و هم مشاهده و سفرنامه. یکی از مشاهداتش به نام اورازان در مورد سرزمین اجدادیش است که خیلی هم پر آب بوده. از بس پرآب که چاه آب نداشته اند و در عوض از چشمه های مختلف استفاده می کرده اند٬ از برای همین اهمیت چشمه ها هم بوده که همه شان نام داشته اند٬ اسم یکیشان هم گوگل بوده!
*این اورازان در همین استان تهران٬ شهرستان ساوجبلاغ٬ بخش طالقان٬ دهستان بالاطالقان قرار دارد.
*احتمال میدهم اگر یکی برود یک عکسی بیندازد٬ هم برای وب فارسی جالب باشد هم شاید برای خود گوگل!
*کلا به باهدف نویسی اعتقاد دارم. یعنی این که نوشته ام یک نوعی مفید باشد. این پست در کنار این که برای کاربران وب فارسی جالب است٬ یک نکته جالب ریز هم شاید برای نوجوانان داشته باشد. این که مهم اسم ها نیستند٬ این که حتی در روستاها هم اسم های با کلاس وجود دارد و …. .

حتما در اخبار شنیدید که پلیس سایبری شروع به کار کرده٬ در حال جمع کردن افراد متخصص است و هسته اولیه اش تشکیل شده و … (که تا اینجایش مهم نیست) اما شنیدید که گفتند آدرس این پلیس سایبری (فتا) این است: cyber.police.ir؟
بعضی وقت ها آدم میخواهد سرش را بکوبد به دیوار٬ یا به خاطر مسئولین کشورش آب بشود برود در زمین یا … این یکی از همان مواقع است. مثلا پلیس سایبری تشکیل داده اند که در صفحه رسمیش می بینید نوشته اند:
:: Dear Visitor ::
The website is
Under Construction
پس زمینه هم یک رنگ آبی ساده است با یک تصویر آن پایین. این نماد پلیس سایبری ایران است!
(اگر احیانا شما وقتی این مطلب را می خوانید که به حال صفحه رسیدگی کرده اند٬ صفحه اولیه را می توانید از این لینک ببینید)
————————————————————————-
در حاشیه:
این گزارش های خبرگزاری ها را بخوانید٬ این تکه زیر جلب نظر می کند. به شخصه اصلا گیلان یا خراسان رضوی در ذهنم٬ جرم سایبری خیز (هکر خیز) به نظر نمی آمدند:
وی (سردار سید کمال هادیانفر)اظهار داشت: همچنین توزیع جرائم اینترنتی در تهران، خراسان و گیلان بیشتر است. رشد قارچگونه جرائم سایبری سوءاستفاده از اینترنت و تخریب نظام فرهنگی و اجتماعی مخل امنیت جامعه است.
*یک چیزی که گوشه ذهنم من را خیلی آزار می دهد٬ این اصرار بر WWW در آدرس های اینترنتی هست که اصلا هم لازم نیست و مشکل خاصی ایجاد نمی کند. از آن برنامه صبحگاهی تا این پلیس سایبری وقتی می خواهند آدرس را بخوانند حتما در اولش دبلیو دبلیو دبلیو می گویند.
*در همین رابطه لامئی هم نوشته است.